ازدواج ناموفق چه اثراتی دارد؟

اثرات مختلف ازدواج ناموفق

اثرات جسمی

افراد متاهل معمولاً از افراد مجرد سالم تر هستند. این را تحقیقات نشان می دهد. اما آنهایی که در روابط پر از ناراحتی و مشکل هستند ممکن است از همه ناسالم تر باشند.
در تحقیقی که در ژورنال سلامت و رفتار اجتماعی در امریکا به چاپ رسید، مشخص شده است که ازدواج هایی که پر از مشکل و انتقاد هستند، خطر بروز بیماری قلبی را بالا می برند. طبق آخرین تحقیقات ازدواج ناموفق می تواند اثرات بسیار مخربی برجسم ما داشته باشد از جمله مهمترین این عوارض می توان به فشار خون بالا بماریهای قلبی و سکته قلبی ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن چاقی و اضافه وزن و بیماریهای گوارشی همچون زخم معده اشاره کرد .
همچنین این دسته از افراد با تغییرات فیزیولوژی، چون افزایش یا کاهش خواب، اشتها، وزن و میل جنسی روبرو هستند.
محققان از اطلاعات ۱۱۹۸ زوج استفاده کردند و عوامل خطرزای شناخته شده برای حملات قلبی و سکته و سابقه بیماری قلبی را با کیفیت روابط این زوج ها مقایسه کردند.
چیزی که همه تحقیقات نشان می دهد این است که روابط، در هر شکلی که باشد، برای اینکه بتواند سلامت شما را بهبود بخشد، باید رابطه ای موفق و شاد باشد .این تحقیق که روی زوج های متاهل انجام گرفت مشخص کرد کسانیکه در روابط استرس زا هستند بیشتر در معرض ابتلا به بیماری قلبی قرار دارند ؛ مخصوصاً درمورد زنان و آنها که سن شان بالاتر است استرس نه تنها فشارخون را بالا می برد بلکه به اندازه کافی هورمون هایشان را بر هم ریخته ایمنی بدنشان را کاهش و دچار افسردگی و چاقی می شوند .
نکته جالب توجه دراین تحقیقات این است که بسیاری از ما برای اینکه دچار بیماریهای جسمی فوق نشویم در تغذیه خود بسیار دقت می کنیم به باشگاه می رویم و ورزشهای سخت می کنیم انواع رژیمهای غذایی را با هزینه های بسیار بالا امتحان می کنیم و تمام تلاش خود را می کنیم تا دچاراینگونه بیماریهای جسمی نشویم اما زمانیکه می خواهیم ازدواج کنیم حتی به آن اندازه که برای انتخاب باشگاه ورزشی وتغذیه سالم تلاش می کنیم حاضر نیستیم برای داشتن یک ازدواج موفق و روابط عاطفی سالم خود دست به تلاش بزنیم .
گاهی در کمال تعجب و نا باوری در مشاوره ها می بینیم که دونفر با یک آشنایی ساده و داشتن احساس خوب نسبت به طرف مقابل درفاصله ای کمتر از دوهفته یا یک ماه از آشنایی ؛ ازدواج کرده و زندگی مشترک خود را شروع کرده اند.
همین افراد ؛ زمانیکه به بن بست می خورند تازه از خود می پرسند :
چرا من؟
چرا این بلاها باید سر من بیاید؟
مگر من چه گناهی کرده ام ؟

اثرات روحی و روانی
افرادی که پس از گذراندن یک تجربه تلخ در زندگی مشترک به دوران مجردی خود بازمی‌گردند، آگاهانه یا ناآگاهانه دچار مجموعه‌ای از آسیب‌های روحی و روانی می‌شوند که البته با توجه به جنسیت، سن، وسایر عوامل این آسیب ها متفاوت است .
به دلیل گرفتاری زن و مرد طلاق‌گرفته با درون خویش و همچنین درگیری‌های متعدد و تشنج‌آمیز در زندگی سابق، دعوا و مرافعه، لج و لج‌بازی، ضرب‌وشتم و رفت‌وآمد در محیط‌های مخرب دادگاه، خستگی روحی و روانی موجب می‌شود که این افراد به صورت طبیعی دچار بیماری افسردگی شوند.
متاسفانه این بیماری روانی بیش از سایر عوامل، تهدیدکننده حیات جسمی و روانی انسان‌هاست که در جامعه ما، دومین رتبه بیماری‌ها را از نظر تحمیل هزینه‌های روحی، مادی، اجتماعی و اقتصادی به خود اختصاص داده است.
افسردگی نخستین اختلال روانی و رفتاری است که چه زن و چه مرد پس از دوران جدایی مدتی با آن درگیرهستند. در واقع فرد پس از طلاق احساس گناه و شکست بیشتری می‌کند.
در این حالت متخصصان بیان می‌کنند که شروع افسردگی در این دسته افراد دارای سلسله مراتبی است که ابتدا فرد به خشم و عصبانیت متوسل می‌شود و به‌نحوی با همه افراد مرتبط و غیرمرتبط درگیر شده و درپی یافتن مقصر است که با گذشت زمان این حس آرام و به‌تدریج جای خود را به احساسات دیگری، چون غم، اندوه، پشیمانی و افسردگی می‌دهد.
به عنوان مثال:
در سطح شناختی: افراد احساس بی‌ارزشی می‌کنند و با کاهش تمرکز، حافظه و ناتوانی در تصمیم‌گیری مواجه می‌شوند.
در سطح هیجانی و عاطفی: افراد افسرده مدام احساس بدبختی، خلأ، شرمساری و گناه دارند.
در سطح انگیزش: این اشخاص با کاهش تمایل مشارکت در فعالیت‌های مختلف روبرو هستند و به مرگ بسیار می‌اندیشند.
محققان معتقدند بعد از طلاق، اعتمادبه‌نفس فرد به‌طور چشمگیری کاهش پیدا کرده و فقدان اعتمادبه‌نفس موجب می‌شود که شما به دشمن ارزش‌های خود تبدیل شوید.
جالب است بدانید که سازمان بهداشت جهانی هم در توصیف افسردگی، از فقدان اعتمادبه‌نفس صحبت می‌کند.

اثرات مربوط به فرزندان
مهمترین تأثیرات طلاق در فرزندان را می توان به ترتیب زیر طبقه بندی کرد:
-ایجاد زمینه های وسواس در دختران و پسران.
-بروز افسردگی در کودکان و نوجوانان.
-به وجود آوردن زمینه های اضطراب.
-ایجاد روحیه پرخاشگری و عصیان در نوجوانان.
-بی قراری ؛ حسادت ؛سوءظن و سماجت، در نوجوانان.
بدیهی است درگیری های خانوادگی و مشاجره های پدر و مادر در حضور فرزندان، تأثیرات روحی شدیدی بر کودکان و نوجوانان ناظر بر صحنه گذاشته و در رفتارهای پرخاشگرانه کودکان و نوجوانان اثر مزمن بر جای می گذارد. ( به همین دلیل است که ترس از ازدواج در اکثر زوجین وجود دارد)
به طور کلی کودکان و نوجوانان مرگ پدر و مادر خود را راحت تر از طلاق آنان پذیرا هستند، در فوت پدر و مادر پیوندهای عاطفی، شخصیتی و احساسی و رشته های ارتباط روانی گسسته نمی شود یا کمتر سست می شود و افسردگی و ملال، کوتاه مدت و زودگذر است.
در حالیکه آثار طویل المدت طلاق در پسران و دختران بیشتر است و مشکلات ناسازگاری در تشکیل خانواده را به وجود می آورد. آنچه از پژوهش ها در امر طلاق برمی آید این است که دختران خانواده های تک سرپرست یعنی آنها که فقط با پدر یا مادر به سر می برند در معرض عوارض نامطلوبی چون انحرافات ازدواج زودرس، فرار از خانه و ترک تحصیل قراردارند.
البته به جهت اهمیت موضوع ذکر این نکته لازم است که آسیبهای وارده به کودکان و نوجوانان اینگونه خانواده ها زمانی بیشتر و شدیدتر است که یکی از والدین کاملا با فرزند قطع رابطه کرده و هیچگونه دیدار و ارتباطی بین آنها نباشد و اگر پدر و مادری که به ناچار از یکدیگر جدا شده اند بتوانند فضایی ایجاد کنند که فرزند آنها احساس فقدان یکی از والدین را تجربه نکند و ارتباط خوب و سالمی با پدر و مادر خود داشته باشد در گذر از ین مرحله بسیار موثر بوده و تا حدود زیادی جلوی آسیب شدید به کودکان گرفته می شود .لذا یکی از کارهای مهم و اساسی که در خانواده ها و خصوصا مدارس و محیط جامعه می بایست فرهنگ سازی شود این است که به محض دیدن کودکان اینگونه خانواده ها به گونه ای برخورد نکنیم که احساس اینکه بچه های طلاق بچه های موفقی نیستند به اینگونه کودکان القا شود .چه بسا بچه های طلاقی که با حمایت پدر و مادر خود و اطرافیان بعد از جدایی بسیار موفقتر از بچه هایی شده اند که در خانواده های معمولی اما فاقد حمایت لازم و درگیر تنش و طلاق عاطفی رشد کرده اند .

برگرفته از کتاب حلقه های جاودانه

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 2 =